تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

88

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

هركه از عرب بديد بكشت و يا اسير كرد و چشمه‌هاى آب ايشان را كور ساخت « 1 » ؛ و گروهى از مردم بنى تغلب را در بحرين ، كه همان دارين است و هيج « 2 » نيز خوانده مىشود ، و در خطّ ساكن گردانيد و مردم عبد القيس و طوائفى از بنى تميم را در هجر بنشانيد و مردم بكر بن وائل را در كرمان جاى داد كه بكرآبان « 3 » ناميده مىشوند و هركه از بنى حنظله بود در رمليّه « 4 » ، از شهرهاى اهواز ، بگذاشت . به دستور او شهرى در سرزمين سواد بساختند كه آن را بزرگ شاپور ناميد و آن همان ( عكبرا است ، و شهرى ديگر بساخت كه آن را پيروز شاپور ناميد و آن همان ) انبار « 5 » است . و در زمين

--> ( 1 ) - با كمتر توجّهى مىتوان دريافت كه اين لشكركشى خطرناك ، كه از تيسفون آغاز مىشود و از راه بحرين تا بحر احمر مىرود و از آنجا به بيابانهاى سوريّه برمىگردد ، نمىتواند حقيقت داشته باشد . اينكه شاپور به حملات و غارت‌هاى عرب‌ها از راه دفاع و حمله پاسخ داده است صحّت دارد ؛ و نيز ممكن است اين شاپور همان كسى باشد كه « خندق شاپور » يعنى خطّ استحكاماتى ميان زمينهاى حاصلخيز عراق و بيابانهاى اعراب بيابانى را ساخته است كه خسرو اوّل آن را دوباره برقرار كرد ( رجوع شود به بلاذرى ص 298 ؛ ياقوت ج 2 ص 476 ؛ بكرى 641 ) . امّا اين وصف مبالغه‌آميز كه در اينجا مىبينيم ناشى از كينهء شديدى است كه ايرانيان از مسلمانان فاتح در دل داشته‌اند . همين كينه است كه پادشاه ديوسيرت ده‌آگ را عرب ساخته و نام او را عربى خالص ( ضحّاك ) كرده است ؛ و نيز فاتح بزرگ قتيبة بن مسلم را از اولاد يك‌تن عرب به نام شعيب دانسته است كه مىخواسته ايران را فتح كند ولى از داراى اوّل شكست خورده است ( فردوسى : برفتند و سالار ايشان شعيب * * يكى نامدار از نژاد قتيب ) . نويسندگان اسلامى اين روايات را با اطمينان نقل مىكنند بىآنكه معنى آن را دريابند . ( 2 ) - دارين واقع است در جزيرهء بحرين و يا به همان معنى بحرين است ( رجوع شود به ياقوت ) و به نقل يك سريانى ( در السّمعانى 136 ( III , I , « جزيرهء ديرين كه از سرزمين قطر است » . دربارهء هيج اطّلاع بيشترى ندارم . تصرّف شاپور اين ناحيه را از آنجا معلوم مىشود كه در آن ناحيه موضعى بوده است به نام سابور ( رجوع شود به بلاذرى ص 85 و ياقوت ) . ( 3 ) - آبان موضعى بوده است در شمال شرقى پارس در سرحدّ كوير كرمان ( رجوع شود مثلا به اصطخرى ص 135 سطر 4 ) . ( 4 ) - شايد همان قرية الرّمل باشد كه به گفتهء مقدسى ص 148 از شوشتر يك‌روزه راه فاصله داشته است ( ؟ ) - اين كوچاندن اجبارى اعراب بدوى ممكن است حقيقت تاريخى داشته باشد ؛ مسئله اين است كه آيا اين كوچاندن در زمان‌هاى متأخّر صورت نگرفته است ؟ ( 5 ) - آنچه در ميان دو قلّاب آمده است براى پر كردن و تكميل آنچه از متن طبرى ساقط